شهید محمود شهبازی

به یاد اولین قائم مقام لشگر ۲۷ محمد رسول الله
 
داشتن صلاحیت (پیرامون انتخابات مجلس نهم)
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  

داشتن صلاحیت

چندی است که بحث بر سر حضور و یا عدم حضور طیف موسوم به «اصلاح طلب » موضوع داغ روزنامه ها و نشریات سیاسی شده و هر کس از منظری به آن می پردازد . در این مقاله سعی بر آن است که به دور از مناقشات سیاسی و حزبی که حاکم بر اظهار نظرهای منفعت جویانه موجود است، به بحث صلاحیت داشتن در نظام مقدس جمهوری اسلامی پرداخته شود .به بیان دیگر می خواهیم شاخص ها و ویژگیهایی را که یک فرد نیاز دارد تا بتواند بعنوان یک فرد صالح در مناصب مهم نظام اسلامی قرار بگیرد بشناسیم . برای این کار بی شک متقن ترین ملاک ، قانون و موارد تصریح شده در آن می باشد البته باید در نظر داشت که همه دعواها ، مباحثات و منازعات موجود نیز بر سر تفاسیر گوناگون و مختلف از متن همین قانون است که هر کس به نفع خود و جریان و حزب متبوع خود تفسیر کرده و براساس همان رأی و تفسیر شخصی ، خود را محق می داند . در اینجا باید دید این متن قانون و و ملاک های مطرح در آن چیست که این همه محل مناقشه شده است .

 ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی شرایط انتخاب شوندگان را به شرح ذیل آورده است :

 - اعتقاد و التزام عملی به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.
 - تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران.
 - ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه.
 - داشتن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد یا معادل آن
 - نداشتن سوء شهرت در حوزه انتخابیه.
 - سلامت جسمی در حد برخورداری از نعمت بینائی، شنوائی و گویائی.
 - حداقل سن سی سال تمام و حداکثر هفتاد و پنج سال تمام.

همانطور که مشخص است موارد یک و سه به دلیل داشتن مفهوم و معانی گسترده و نیازمند توضیح و تفسیر ، می تواند مورد استفاده و سوء استفاده قرار بگیرد . و از قرار معلوم اصل دعواهای فوق الذکر بر سر تفاسیر مختلف از این 2 بند است . حال برای اینکه بدانیم چه کسانی شامل این دو بند از قانون می شوند دو راه وجود دارد 1 – بدانیم این افراد باید چه خصوصیات و ویژگیهایی را داشته باشند 2- اینکه بدانیم خصائصی را که نباید داشته باشند .  از آنجا که همیشه روش مثال نقض صریح تر و سریعتر انسان را به جواب می رساند ما از روش دوم استفاده می نماییم . هزاران فعل و ترک فعلی را می توان نام برد که اگر کسی مرتکب آنها شده باشد از ذیل این دو بند قانون خارج می شود و لی آنچه مسلم است شخص و یا اشخاصی که موارد زیر در موردشان صادق است بدون تردید یا «اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس ج.ا.ا » ندارند و یا «وفادار به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه » نیستند .

1-     ظلم به نظام

2-     تهمت زدن و دروغ بستن به نظام

3-     عدم تبعیت از منویات رهبری و اذعان به مخالفت با ایشان

4-     قبول نداشتن قانون بعنوان بالاترین مرجع حل اختلافات

5-     ارتباط با بیگانگان و دشمنان قسم خورده کشور اسلامی ایران

6-     حمایت از اخلال در نظم جامعه و امنیت عمومی

7-     حمایت و هدایت افرادی که با اصول صریح قانون اساسی مانند اصل ولایت فقیه مخالف بوده وبا آن مقابله می کنند

8-     سکوت در برابر دشمنان و اعلام مواضع ستیزه جویانه آنها و عدم اعلام برائت از آنان

9-     مخالفت با آن مواردی که امام راحل آنها را ارزشهای همیشگی نظام برشمردند (روز جهانی قدس )

10-ضایع کنندگان بیت المال

و ...

پرواضح است که افرادی چنین نه تنها شایستگی حضور در صحنه های مهم  و کلان سیاسی را ندارند بلکه باید در اسرع وقت به تخلفات آنان رسیدگی گردد . نگارنده معتقد است عناوین اصولگرا و یا اصلاح طلب بصورت انتزاعی نمی تواند بیانگر صلاحیت و یا عدم صلاحیت یک فرد باشد بلکه باید دید نسبت فرد مورد نظر با اقدامات فوق الذکر و هزاران مورد از این قبیل چگونه است سپس درباره وی اظهار نظر نمود .

اکنون که این نوشته پیرامون انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و موضوع صلاحیت و عدم صلاحیت کاندیداهای احتمالی این دوره به رشته تحریر درآمد علی رغم اینکه در این نوشته قصد جانبداری از هیچ کدام از طرفین منازعه را ندارم ولی بر خود فرض می دانم نکات ذیل را یادآور شوم ؛

اول نکته ای خطاب به آنهایی که با وقاحت تمام از رأفت و سعه صدر نظام سوء استفاده کرده و رایزنی هایی را جهت حضور ذلیلانه در انتخابات اسفند ماه سالجاری شروع کرده اند عرض کنم و آن اینکه یقین داشته باشید همان مردمی که در یوم ا... نهم دی تکلیف شما را یکسره کردند این بار نیز حتی اگر برخی افراد ضعیف الایمان بر سر مصالحی  با شما مصالحه کنند مردم مقابل شما خواهند ایستاد و آنچه در خواب برای خود ریسیده اید را پنبه خواهند کرد .

در آخر هم چند سوال از برخی باصطلاح بزرگان اصولگرایی ؛

 آیابه نظر شما دلسوزان قدیمی مشارکت بالا در انتخابات هدف است یا یک خصیصه مطلوب ؟ آیا شما واقعاً برای آن دست از شرکت کنندگان در انتخابات که انتخابات را راهی برای ضربه زدن به نظام می دانند و دیگران فرقی قائل نیستید؟ آیا به نظر شما به صرف حضور در انتخابات می توان گفت همه شرکت کنندگان اصل نظام را قبول دارند ؟ چرا به هر ترفندی که شده (حتی حضور افراد معلوم الحالی که تا چندی پیش درصدد برندازی نظام بودند) می خواهید مشارکت را بالا ببرید .

فأین تذهبون ...!



 
510 روز دوری
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢  

سلام به همه وبلاگ باز های عزیز

پس از 510 روز دوری از دنیای وبلاگ ها دوباره آمدم تا بخوانم و بنویسم

البته بیشتر بخوانم چرا که اولین دستور حضرت رب به رسول گرامیش «بخوان »بود نه بگو و بنویس و ...

امیدوارم شهید بزرگوار حاج محمود شهبازی این غیبت نسبتا طولانی را ببخشند

البته تو این مدت خیلی هم بیکار نبودم و ما حصل این غیب نسبتا طولانی یک ماهنامه و یک سایت خبری - تحلیلی همچین بگی نگی خوب بود به نام های ماهنامه همسنگر و سایت pb.dyalame.ir

خلاصه حاج محمود حلال کن !!!



 
دل نوشته
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۱  

آ خدا سلام

ممنون از اینکه بازم اجازه دادی برات بنویسم ، راستش دلم برات تنگ شده بود .

خودِت بهتر از همه میدونی که این نوشتن های من یه حالی می خواد که همیشگی نیست و هر وقت که احساس می کنم می تونم بنویسم بر این باورم که تو دوست داری بشنوی . بگذریم ...

آ خدا باز دوباره نزدیک عید نوروز شده و سرو صدای این کاروانهای راهیان نور بلند شده .نمیدونم چرا هر سال این ایام که میشه دلم به شور میافته . همش تو حال و هوای منطقه و خاطرات شهدا سیر می کنم . حالا خوبه اون روزا نبودم و چیزی ندیدم و الا که ... آخه میدونی ، همش تقصیر این کتابهای خاطرات رزمنده ها یا شهداست ، وقتی آدم این کتابها رو می خونه ، بعداً میره تو همون منطقه احساس میکنه قبلاً اونجا بوده ، خاطرات شهدایی که اونجا شهید شدن مثل فیلم از جلو چشماش میگذره . دیگه نگاه نمیکنه ببینه کی داره چیکار میکنه یا چقدر جمعیتِ سرگردان اونجاست ، میره یه گوشه با خودش و شهدا خلوت میکنه و سعی میکنه نهایت استفاده رو از زمان و مکان ببره .خیلی ها که میان اونجا ، هیچ تصویر و تصوری ندارن برا همین انگار اومدن آثار باستانی ببینن ، دنبال ادوات جنگی میگردن و بعضیها هم تو بازارچه ها چرخ میخورن و خرید عید میکنن ، تو یک کلام، وقت تلف میکنن . بگذریم ... خلاصه که دلم برا سرزمین عشق تنگ شده .

پارسال که رفتم منطقه دلم رو تو طلاییه جا گذاشتم ،  عجب سرزمین عجیبیه این طلاییه ، آدم رو بیچاره میکنه . غروب طلاییه واقعاً غم انگیز و زیباست ، هیچ جوری نمیشه  ازش  دل بکنی .  وقتی میری  اونجا  این  کلمه ها  رهات  نمیکنه (شهید همت ، سه راه شهادت ، هزاران هزار گلوله در یه منطقه کوچیک ، اخلاص ، استقامت و. . . ) البته تنها بودنم خیلی مؤثر بود و بابتش  ازت ممنونم . اما امسال نمیدونم چرا احساس می کنم سفرم بوی کربلا میده ، فکر کنم شلمچه یه خبراییه . آخه میگن شلمچه کربلای ایرانه . ما که نبودیم ولی شنیدیم اوونایی که تو عملیات کربلای 5 بودن معنی واقعی کربلا رو چشیدن ، مخصوصاً اون هفت هشت روزی که پشت روستای دوعیجی گیر گرده بودن و کار گره خورده بود . از بچه های هر کدوم از لشکرها که میپرسی ، وقتی  میخوان درباره شلمچه صحبت کنن حال و هواشون عوض میشه . میگن وجب به وجب اون خاک با خون شهدا آمیخته شده . یادمه اون سالی که حضرت آقا هم رفته بودن بازدید از مناطق جنگی از شلمچه و شهدای اون خیلی تعریف کردند ولی به نظر من همه اینا به کنار یه چیز دیگه اونجا هست که شلمچه رو از همه جا متمایز میکنه اونم قدم گاه امام رضاست (علیه السلام)خلاصه که به قول رزمنده ها شلمچه آخر دنیاست .

آخدا حالا که دوباره شهدا اجازه دادن که برم منطقه خیلی خوشحالم ولی، تو هم مردونگی کن و نذار مثل دفعات قبل دست خالی برگردم . خواهش میکنم یه کاری کن این بار که برمیگردم یه فرقی کرده باشم . یعنی میشه مثل شهدا تو رو به همه کس و همه چیز ترجیح بدم ، یعنی میشه تو هر شرایطی دنبال انجام تکلیف باشم و به حرف مردم فکر نکنم ، یعنی میشه از گناه بدم بیاد و . . .

آ خدا بالا غیرتاً این بار دست ما رو بذار تو دست یکی از این شهدا ، بابا قبول کن کار خیلی سخت شده البته ما ادعا نداریم که داریم میجنگیم ولی جنگ فرهنگی ، اخلاقی ، اقتصادی و سیاسی هم کمی از جنگ نظامی نداره . الان بد دوره ای شده . هر طرف نگاه میکنی یکی داره جوون میده . یعنی زمین خورده و شیطون نشسته رو سینش و داره سر ایمانش میبرّه. یا گرفتاری اخلاقی پیدا کرده یا خوردن بیت المال براش شده مثل آب خوردن ، خلاصه که اگه دستم رو نگیری بیچاره میشم .

آ خدا تو سالی که گذشت  بچه های  مسجد  محل برا  شهیدِ  کمنامی به  اسم (نه اشتباه نشده منظورم گمنام نبود همون کمنام ) حاج محمود شهبازی یادواره گرفتن ، امیدوارم به خرمشهر که رسیدم بتونم به یاد آقا محمود دو رکعت نماز تو مسجد جامع خرمشهر بخونم . آخه شهید شهبازی برا آزاد سازی خرمشهر خیلی زحمت کشید ولی درست شب آزادی خرمشهر شهید شد . فکر کنم خیلی دوست داشته تو مسجد جامع خرمشهر نماز شکر بخونه .

 آخدا خلاصه که می خوام برم پیش شهدا . همونایی که نمی دونم چه جوری دل تو رو بدست آوردن و پرواز کردن . میخوام ازشون مدد بگیرم، هر چند تا حالا هرچی سعی کردم به جایی نرسیدم ولی دست بردار نیستم                              دست از طلب ندارم تا کام من برآید      یا تن رسد به جانان و یا جان ز تن برآید راستی شنیدی میگن  « در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد» منم می خوام هر کاری از دستم بر میاد انجام بدم تا بتونم تو رو راضی کنم، اینقدر میام جا پای شهدا رو میبوسم و التماست میکنم تا یه نگاهی به منم بکنی. اینقدر به زائرای شهدا خدمت میکنم بلکه نظر شهدا رو جلب کنم و قبول کنن واسطه بشن. بالاخره شهدا با تو رفیقن ، اگه یکی رفیقِ من رو احترام کنه و دوستش داشته باشه ، منم بهش احترام میذارم و اگه کاری داشته باشه براش انجام میدم. پس تو هم ...

میدونی وقتی به اوون لحظه آخر شهدا که امام حسین علیه السلام میاد بالا سرشون فکر میکنم، چه حسّی دارم؟ بهشون حسودیم میشه . آخدا آبروی ما رو جلو امام حسین (علیه السلام) نبر ، آخه مگه میشه ارباب «زخم از ستاره بر تنش افزون» اون وقت ما ...

عاشق اگر رنگ معشوق نگیرد در عشق خود صادق نیست

اَللّهُم(آ خدا) بلّغنی مُنای ( من و به آرزوم برسون)



 
بسیجی مرد همه میدان ها
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢  

بسیجی مرد همه میدان ها

 

بلوتوث ،اینترنت ، ماهواره ، فیلم و سینما ، روزنامه ها و مجلات ، بازی های رایانه ای  و... لوازم و امکاناتی است که جبهه فرهنگی معارض با استفاده از آنها پایه های اصلی انقلاب که همان اعتقادات و فرهنگ برخواسته از مبانی اسلام است را هدف قرار داده و در صدد براندازی این نظام الهی از این طریق می باشد .

با قدری تأمل در روش ها و امکانات در اختیار این جبهه می توان فهمید که کانونهای سلطه گر جهانی برای فروپاشی یک نظام سیاسی و یا تحمیل طرح های سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود بر یک جامعه مستقل ، عملیات روانی ، فرهنگی و تبلیغاتی معینی را سازمان می دهند . نمونه این عملیات ها در گذشته علیه کشور شوروی سوسیالیست انجام می گرفت و امروز علیه دین اسلام و انقلاب اسلامی ایران صورت می پذیرد .

اکنون حضور جبهه ای چنین پر قدرت و عظیم که در برابر ما صف آرایی کرده برای همه مشخص شده است و پر واضح است که هدفی جز تخریب فرهنگ و به تبع آن فروپاشی از درون را دنبال نمی کنند . یعنی دیگر همه می دانند که فیلم سازان غربی فقط برای کسب درآمد فیلم نمی سازند و نیز صحنه گردانان فضای سایبر(اینترنت) برای رضای خدا امکان استفاده رایگان را برای همه مردم دنیا فراهم ننموده اند و همچنین سازندگان بازیهای رایانه ای به صرف سرگرم کردن نوجوانان نیست که هر روز یک بازی جدید با گرافیک بالا و زیباتر را درست می کنند و همه می دانند که آنها جدای از اینکه یک زنجیره اقتصادی برای خود درست کرده اند در واقع اهداف فرهنگی و سیاسی خود را در پس این فعالیت ها دنبال می نمایند .

برای مقابله با این هجمه سنگین نیاز است ما نیز جبهه ای فرهنگی با انگاره های اسلامی و انقلابی تشکیل داده و به گسترش مفاهیم بلند مکتب خویش بپردازیم . برای این کار باید دانست « جبهه فرهنگی انقلاب » چیست و چگونه تشکیل می شود؟ سپس دریابیم که چه کسانی توانایی و شایستگی لازم را برای تشکیل این جبهه و حضور و فعالیت در آن را دارند .

جبهه فرهنگی انقلاب در تعریفی مختصر به شبکه تولید و توزیع محصولات و آثار فرهنگی فاخر در زمینه انقلاب اسلامی ، اصول و مبانی آن و پرداختن به موضوعات مختلف با نگاه گفتمان اصیل انقلاب اسلامی می گویند . با توجه به تعریف مذکور تولید محصولاتی با آن خصوصیات نیاز به شناخت کامل و البته اعتقاد راسخ به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی دارد.از اینرو شایسته ترین افراد برای تشکیل این جبهه و فعالیت در آن همان بسیجیانی هستند که همیشه آماده جانفشانی و مبارزه علیه دشمنان اسلام بوده و در همه میدان ها حضوری چشمگیر و فعال داشته اند . آری اکنون بار سنگین حفاظت از آرمانها ی انقلاب و دستاوردهای آن به دوش جوانان بصیر و هوشمندی است که ندای رهبری را لبیک گفته و در عرصه مبارزه علمی و تکنولوژیکی با دشمنان حاضر گشته اند .

امید است با تشکیل هرچه زودتر این جبهه مقدس و درک اهمیت موضوع توسط مردم و مسولین بتوانیم جلوی آسیب های فرهنگی و دینی روزافزونی که بر پیکر جامعه اسلامی مان وارد می شود را بگیریم .

 



 
متهم و قاضی مهربان
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۸  

  پس از تفهیم اتهام و اثبات تمامی جرائمی که در کیفر خواست آمده بود متهم همه راه ها را بروی خود بسته دید و خود را در میان زندان و در حال تحمل شدائد آن فرض می کرد(بازجوهای خشن ، روزهای متمادی در سیاه چال، شلاق و ...) متهم که با پای خود به محکمه رفته و به جرائمش اعتراف کرده بود ناگهان فکری به ذهنش رسید و بطرف قاضی رفت و از او خواست با توجه به مراجعه داوطلبانه اش به مراجع قضایی ، مهلتی به او داده وکمکش کند.

قاضی مهربان وقتی عجز و پشیمانی واقعی او را دید گفت : فرصتی چند روزه (حدود یک ماه)به تو داده می شود تا اعمال زشت و ناپسندی که انجام داده ای را جبران کنی و ادامه داد ، بخشی از جرائم تو ضایع کردن حقوق مردم است که باید بتوانی رضایت آنها را بدست بیاوری .در قسمت دیگری از کیفرخواست مواردی آمده که مربوط به عادات و اخلاق بسیار زشت و منافی شرع و عرف اجتماعی می باشد که باید آنها را ترک کرده و جایگزین های مناسبی برایشان انتخاب نمایی.در انتها نیز جرائمی ذکر شده که مربوط به من است .یعنی ظلم ها و نامردیهایی که در حق من کرده ای. بنده برای اینکه در تو انگیزه ای قوی ایجاد کنم بخشی از این موارد را می بخشم ولی بخش دیگر را مشروط به میزان تلاش و موفقیت تو در انجام موارد بالا میکنم،  اگر در آنها موفق بودی این بخش آخر را هم می بخشم.

متهم پس از شنیدن حرف های قاضی خوشحال شد و لذت آزادی را با تمام وجود حس کرد.اما دقایقی نگذشته بود که بفکر فرو رفت."کارهایی که قاضی از من خواست خیلی سخت و بعضا دشواره آیا  می تونم انجام بدم"  ولی تصمیم خود را گرفته بود  و از همان روز شروع کرد.یکی یکی رفت سراغ افرادی که حقشان را ضایع کرده بود و از آنها درخواست بخشش کرد بعضی می بخشیدند و برای او دعا می کردند بعضی هم نه، اما او مایوس نمی شد. و به تلاش خود ادامه می داد.در همین حین حواسش به بخش دوم کیفرخواست هم بود و با تلاش در خور تحسینی رذائل اخلاقی خود را کنار گذاشته و با تمرین بسیار در صدد جایگزین کردن آنها با خلقیا ت حسنه بود ، البته ناگفته نماند که برای انجام این کارها او بعضی شبها به طوری که کسی متوجه نشود در خانه قاضی می رفت و از او راهنمایی وکمک می خواست.هر بار که از خانه قاضی برمی گشت.مصمم تر شده و با نیروی بیشتری به انجام تعهدات خود می پرداخت. به روزهای آخرمهلت نزدیک شده بود و از متهم چاق و پرادعای روز دادگاه فردی خوش اخلاق و آراسته به صفات حسنه البته لاغر و ضعیف درست شده بود .

خلاصه او با تمسک به میانبرهای قانونی که شبها قاضی به او یاد می داد کارها را پیش می برد تا اینکه مهلت تعیین شده تمام شد .آخرین شب قبل از پایان مهلت قانونی که رفته بود پیش قاضی تا گزارش کارهای خود را بدهد قاضی خبر خوشحال کننده ای به او داد. قاضی گفت من از آن بخش دیگری هم که مربوط به خودم می شد گذشتم. و تو فردا در دادگاه تبرئه می شوی خیالت راحت باشد. متهم که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجید آن شب را تا صبح نخوابید . فردا برای او روز عید واقعی بود چون از آن زشتی و پلشتی که در پرونده او درج شده بود خبری نبود .پس از قرائت مجدد کیفر خواست و رسیدگی کامل پرونده ، او تبرئه و آزاد شد.آخرین جمله ای که قاضی به متهم پس از آزادی گفت برای همیشه در ذهنش ماند . قاضی به او گفت

 یک لحظه به اخلاص بیا بر در ما                 گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن



 
دوست دارم بیا
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱  

و چقدر جای تو خالی است

در زمانه ای که مادی گری تمام شئون مختلف زندگی انسانها را گرفته و رنگ خدا داشتن باعث تعجب و بعضاً تمسخر است

و چقدر جای تو خالی است

در جامعه ای که جای معروف و منکر عوض شده است و مومنان برای اجتناب از منکر مجبور به خانه نشینی هستند

و چقدر جای تو خالی است

در روزهایی که کسانی به نام دین با دین می جنگند و شعائر را مستمسک خود قرار می دهند

و چقدر جای تو خالی است

در ایامی که تشخیص حق و باطل آنقدر سخت شده است که تقریباً هیچ نشانه مطمئنی یافت نمی شود

و چقدر جای تو خالی است

تا میان عالمان دین یکدلی و یکرنگی ایجاد کنی و مردم را از این سردرگمی نجات دهی

و چقدر جای تو خالی است

در شهری که یاد و خاطره مردان خدا به زور پوسترهای شهرداری و یادواره های تکراری هم زنده نمی شود . یاد کسانی که به بهای جان که البته کمترین بها ست وصال تو را خریدند و عاشقانه به دیدار معشوق شتافتند

و چقدر جای تو خالی است

در مساجدی که روز به روز به زرق برق آنها افزوده شده و از برپا دارندگان نماز کاسته میشود . مساجد مملو از جمعیت است _البته به خاطره عدم توازنی که میان تراکم خانه های مسکونی و مساجد محلات برقرار است_ولی اتفقی نمی افتد . نماز می خوانیم ولی  نه خود و نه زن و فرزندانمان به احکام الهی دل نمی سپاریم

و چقدر جای تو خالی است

در فضایی که همه مردم از زن و مرد ، پیر و جوان ، فقیر و غنی و ... بدنبال الگویی برای زندگی در میان کانال های ماهواره ای و تلویزیونی می گردند و بعضاً چه انتخاب های دیدنی و منطبق با شرعی هم دارند

و چقدر جای تو خالی است

در جشن هایی که به بهانه ولادتت برپا می شود و متأسفانه چه اسراف ها ، تبذیرها و گناهانی که با هدف ایجاد شادی اتفاق نمی افتد

آقای خوبم ، ای نازنین جهان ، ای مهربون ترین دلم برات تنگ شده ،دیگه داره طاقتم تموم میشه

آقا اگه دیرکنی و به دادم نرسی این سیل عظیم دنیایی شدن من رو هم با خودش میبره

آقا بیا و کرم کن من رو برا خودت نگه دار، هرچند که به دردت نمی خورم

          گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم                     خواجه مگر بنده سیاه ندارد!!



 
آقا وحید خودت کمک کن
ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٧  

شهید دیالمه جوان‌ترین نماینده مجلس

چه اهمیتی دارد تاریخ تولد یک مرد بزرگ در کجا و در کدام برگه تقویم تاریخ نوشته شده باشد. چه اهمیتی دارد کدام مدرسه و دانشگاه درس خوانده باشد. روز میلاد او به فرض که چهارم اردیبهشت سال 1333 و در یک خانواده مذهبی باشد. از ثبت احوال استعلام کنید که آن روز چند خانواده در تهران صاحب فرزند شده‌اند و از دانشگاه علوم پزشکی مشهد بپرسید که در سال 1352 چند نفر ورودی رشته داروسازی بوده‌اند. دانستن اینها نسبت مستقیمی با آنچه «عبدالحمید دیالمه» که به او وحید می‌گفتند، ندارد چرا که از میان همه متولدان 4 اردیبهشت 1333 فقط یک نفر با انتشار کتابی به نام «تبیین تبیین جهان» ریشه‌های انحرافی مجاهدین(منافقین) را دید و مسیر انقلابی شدن را پیمود. وحید دیالمه سیره و حدیث را نزد استادان حوزه علمیه قم و علوم مختلف منطق، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری آموخته بود.

وقتی کاغذها و صفحه‌های اینترنتی را می‌کاوی در اطلاعاتی هرچند محدود یک نکته درباره شهید دیالمه برایت محرز می‌شود و آن اینکه او در شناسایی آسیب‌ها و فتنه‌ها ید طولایی داشته است.

«قبل از انقلاب، یک انجمن اسلامی پزشکان داشتیم که توسط این انجمن، مخفیانه هر 15 روز یکبار در منزل یکی از دوستان جمع می‌شدیم، حضرت آیت‌الله مطهری تشریف می‌آوردند و گرداننده، ایشان بودند. مسائل مذهبی مطرح می‌شد و ضمناً ایشان اطلاعاتی از اوضاع و احوال کشور بیان می‌کردند.

بنده در این جلسات محرمانه‌مان، فرزندم را همراه می‌بردم که برای آیت‌الله مطهری خیلی جالب شده بود بویژه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و حضرت آیت‌الله مطهری خیلی به او علاقه پیدا کرده بودند. همچنین سخنرانی آیت‌الله بهشتی برایش جالب شده بود». این بخشی از خاطرات مرحوم دکتر حمید دیالمه، پدر شهید است و می‌توان ریشه اندیشه اصولی وحید دیالمه را در این بخش از زندگی‌اش جست.

خواهر شهید در این باره می‌گوید:«او پس از مطالعه کتاب «تبیین جهان» مسعود رجوی، 11 جلسه چند ساعته سخنرانی با عنوان «تبیین تبیین جهان» داشتند؛ این یعنی مبارزه با عقاید، نه افراد. وقتی آشنایی با تفکر‌ها حاصل شود، اشخاص مصداق انحرافات تلقی نمی‌شوند و در مواجهه با تفکر می‌توان انحراف را شناخت. شهید معتقد بود رفتارها و عملکرد و حتی سیاست‌هایشان ناشی از تفکر آنهاست و وقتی حساسیت‌ها و مبانی دینی را نداشته باشند به مرور لایه‌ها کمرنگ می‌شود و تبدیل به رفتارهایی می‌شود که برای کسانی که مبانی فکری آنها را نمی‌شناسند، غیرقابل باور است. روشنگری‌های ایشان محدود به بنی‌صدر و مجاهدین نبود».

خواهر شهید درباره آشکار شدن لایه زیرین اعتقادی بنی‌صدر در برابر شهید می‌گوید:«بنی‌صدر قبل از کاندیداتوری، چندین کتاب نوشته و منتشر کرده بود که از جمله آنها کتاب «تبیین امامت» بود. در زمان طرح کاندیداتوری، شهید دیالمه بشدت با بنی‌صدر مخالفت کرد و معتقد بود تعریفی که بنی‌صدر از امامت، فقیه و مرجعیت دارد مخالف چیزی است که در اسلام آمده است. تحصن برادرم و دوستانش مقابل روزنامه «انقلاب اسلامی» قبل از ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود و جمله معروفی دارد که ریاست‌جمهوری بنی‌صدر برای ایران و جمهوری اسلامی ایران یک فاجعه است».

پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا از سوی امام خمینی(ره) هم هنوز عده‌ای موضوع عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر را مطرح می‌کردند نه عدم کفایت اعتقادی او را. خواهر شهید دیالمه درباره جلسه عدم کفایت بنی‌صدر چنین می‌گوید:«دست‌هایی در کار بود که دکتر دیالمه در جلسه عدم کفایت بنی‌صدر فرصتی برای سخنرانی نداشته باشد. در همان 10 دقیقه‌ای که او مجالی برای سخنرانی یافت، آلبومی را نشان دادند که مجموعه‌ای از کتاب‌های بنی‌صدر و بریده‌هایی از روزنامه انقلاب اسلامی در زمان ریاست‌جمهوری در آن بود و ساختمان فکری بنی‌صدر را نشان می‌داد. در مجموعه سخنانی که ایشان در جلسه عدم کفایت بنی‌صدر می‌گویند بخش کمی عملکرد سیاسی و اعتقادی است و بخش بیشتری مباحث فکری و اعتقادی است که بنی‌صدر مطرح کرده است. به نظر من رمز این مساله در شناخت صحیح، دقیق و عمیق مبانی دینی و شناخت انحراف‌ها و نگاه شهید به انسان‌ها از ناحیه تفکر و نگرش و نه از ناحیه عملکرد سیاسی‌شان است».

خواهر شهید در توضیح روش مبارزه وحید در جریان بنی‌صدر می‌گوید:« شهید دیالمه آنچه می‌دانست را طبقه‌بندی می‌کرد و مرحله به مرحله در اختیار افراد قرار می‌داد، حتی زمانی که امام(ره) می‌گفت علیه رئیس‌جمهور سخنی گفته نشود، وی به مدت 3 ماه سخنرانی نکرد تا مبادا مجبور شود در مقابل سوال افراد در برابر بنی‌صدر سخنی بگوید و با توصیه امام(ره) مخالفت شود. خیلی سخت است کسی چیزی را بداند و به دلیل مصلحت حرفی نزند. حتی برای ایشان مهم نبود مطالب را خودشان بگویند یا دیگری».

گفته می‌شود شهید در جلسات بحث آزاد نظر مخالفان را چنان تحمل می‏کرد که فکر می‏کردند نظرشان را پذیرفته است، ولی پس از اتمام سخن، شهید با جمله‏ای کوتاه آنها را قانع می‏کرد و این همان ویژگی است که شهید مطهری در کتاب «جمهوری اسلامی» در روایتی از ویژگی‌های مباحثات امام صادق(ع) آورده است. خانواده شهید، وصیتنامه‌ای از او نیافتند اما امسال نرم‌افزار جامع سیره و اندیشه شهید دیالمه با عنوان «جوانی فراتر از زمان» از سوی خانواده شهید تهیه شده است که در ایام هفتم تیر توزیع می‌شود و آنچه تاکنون در اختیار مردم قرار نگرفته در آن گنجانده شده است. این روزها واقعا جای ایشان خالی احساس می‌شود. اگر هم‌اکنون وحید دیالمه در میان ما بود، چه می‌گفت؟

منبع: وطن امروز 3 تیر 88

 

 



 
نگاهی نو به انتخابات
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٠  

«کلهم راع و کلهم مسئولاً عن رعیته »

سلام من  به تمامی شهدایی که با اهداء جان خود باعث سرافرازی اسلام و مردم عزیز ایران شدند

اکنون که در آستانه انتخابات ریاست جهموری قرار داریم بر خود فرض دانستم مطالبی را برای تنویر افکار عمومی به رشته تحریر در آورم . انتخابات یکی از عرصه هایی است که در آن خواست و اراده مردم برای تعیین خط و مشی و یا رد و تصدیق سیاست های موجود به منصه ظهور رسیده و بطور آشکار تغییرات فرهنگی ایجاد شده در سطوح مختلف جامعه  قابل رویت می باشد . از این رو بررسی وقایع انتخاباتی برای تحلیلگران سیاسی و فرهنگی بسیار مهم و تصمیم ساز می باشد .

اما هدف حقیر از نوشتن این مطلب پرداختن به موارد مذکور نیست و می خواهم واقعیاتی را بیان کنم که متصورم یادآوری آنها برای عموم مردم مفید و قابل استفاده است .

1-     تبلیغات های انتخاباتی که در این روزها شاهد آن هستیم مشخصه هایی دارند که نماینگر نگاه و شناخت طراحان و سازندگان آنها از سطح دانش و فهم عمومی مردم می باشد . به راستی ما چگونه ای عمل کرده ایم که آنها به خود اجازه می دهند با ساخت فیلم هایی چنین سخیف و عوام فریبانه ، شعور و فهم عمومی را به تمسخر بگیرند ؟

2-     سخنرانی ها و گفتگوهای انتخاباتی که در این ایام به اوج خود رسیده و البته تأثیر بسزایی هم در انتخاب مردم دارد . به نظر شما چرا کاندیداها بر این تصورند که اگر در نطق های خود به مواردی نظیر گرانی تخم مرغ و گوشت و پنیر و... بپردازند می توانند آراء بیشتری را کسب نموده و پیروز این عرصه باشند؟ در حالی که انقلاب ما برای تحقق آرمانهای دیگری بود و اکنون از ارائه راه و روش هایی برای تحصیل هرچه زودتر آن آرمانها در نطق های انتخاباتی خبری نیست. صراحتاً می گویند ما فعلا مشکلات خود را حل کنیم حمایت از مظلومان عالم «پیش کش» . روی صحبت من با نامزدها نیست ، بلکه با خودمان است چرا که اینگونه سخنرانی ها برآیند خواسته های عمومی است . ما را چه شده ؟ آیا فراموش کرده ایم که ما ادامه نسل همان هایی هستیم که در طول این هزار اندی سال گذشته برای رسیدن به اهداف بلند اسلام و قرآن از جان و مال و آبروی خود هزینه کرده و آرزوی تحقق این مهم را برای ما به ارث گذاشته اند ؟ آیا واقعاً تکمیل سبد غذایی و داشتن زندگی با مدل غربی که منبعث از نهادینه شدن فرهنگ های وارداتی است ، هدف ما از انجام انقلاب و جنگ و ... بوده است . شایسته است کمی در این مورد فکر کنیم .

3-    حضور های خیابانی که امروزه از آنها بعنوان موفقیت های حزبی یاد می شود نیز یکی از مواردی است که پیام های زیادی را برای کسانی که اهل دقت نظر هستند دارد . با این سوال وارد بحث می شوم «در خیابان ها چه می بینیم؟» الف :جوانانی که به بهانه حمایت از فرد مورد نظر خود به رقص و پایکوبی و انجام اعمال به دور از عرف و شرع می پردازند . ب : خانواده هایی که برای گذران وقت ،تفریح  و بواقع به دلیل نداشتن برنامه درستی برای زندگی خود به خیابان ها آمده و به تماشای صحنه هایی می پردازند که به طور معمول اتفاق نمی افتاد و از دیدن این هنجارشکنی ها لذت می برند . ج : اراذل و اوباشی که از این آب گل آلود ماهی گرفته و به تخریب و تهدید و غیره می پردازند . آیا اینگونه حضورها را می توان شور و نشاط عمومی تلقی کرد ؟ آیا شادی و نشاط جوانان در کشوری اسلامی باید چنین باشد؟ آیا باید پس از 30 سال، جمهوری اسلامی  برای تحقق حضور حداکثری نیازمند چنین اجتماعاتی باشد؟ آیا این تئوری صحیح است که این تجمعات و هنجارشکنی ها نوای فروخفته مردم ایران است؟ اگر چنین باشد باید بگوییم استحاله فرهنگی در حال اتمام است  و ما نظاره گر آن هستیم .

 

باز هم استمداد از شهدا که ملجأ ما در ناامیدی ها هستند

شهدای عزیز ، ما میدانیم و براین باوریم که این انقلاب ثمره خون هزاران دسته گلی است که با نثار جان خود درخت تنومند آن را آبیاری کرده و به یادگار گذاشته اند و اکنون به خاطر کم کاری ها و تنبلی های ما اینگونه مورد تهدید و تحقیر قرار گرفته است ، ولی از طرفی هم معتقدیم که خون شهید و مظلوم پایمال نخواهد شد و خداوند متعال نخواهد گذاشت جانفشانی ها و ازخود گذشتگی های شما بی ثمر گردد اما در این بین    می خواهیم برای ما هم سهمی ببینید و توفیق انجام وظیفه ای را از خداوند متعال مسئلت نمایید  تا در روز حساب سرافکنده نباشیم.

 



 
← صفحه بعد